بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
92
خلاصة التجارب ( طبع جديد )
افساد معده و آن را كه به جهت ضرورتى بدينها عادت شده باشد و يا گرمى معده و جگر و دل غالب بود از خوردن آب سرد ، در اكثر اين حالات كمتر ضرر يابد . حكايت : در همدان شخصى را ديدم ملا كوزه نام كه او هزال بود و معظم هزل او آن بود كه به دعوى آب غلبه خوردى به هر محل كه فرمودندى چنانچه او كار را بدانجا رسانيده بود كه قريب يك خيك سقائى آب دركشيدى و اگر گاهى برنتابيدى بعضى را رد كردى و باقى به ادرار دفع شدى و اشتهاى طعام بسيار داشت و هضم او را قصورى نبود و از آن فعل مضرتى نمىيافت . و حكماى هند ارسال مرطبات را بر بدن به تخصيص آنچه سرد بالفعل و غير مغذى و يا قليل التغذيه باشد به غايت منكرند و در حفظ الصحت عادت به تقليل استعمال آنها را ركنى بزرگ مىدارند ، زيرا كه يبس ممد ثبات و بقاست و رطوبت قابل عفونت و فساد و تبريد مطفى حرارت طابخه و غريزى . و نبينى كه مردمى كه فى الجمله سودايى و ماليخوليا پيدا كردند با وجودى كه يبسى ناطبيعى در مزاج ايشان پديد آمده اكثر درازعمر مىباشند . و از پى طعامهاى خنك شده و غليظ ، آب سرد خورد مضر نباشد . بلكه غذاى غليظ را زود و نيكو هضم گرداند . خصوصا آنچه معطش باشد چون پنير و كشك و امثال آن . و از پى شيرينها اگر چه عطش غالب مىشود ، صبر اولى بود زيرا كه شيرينى رطوبات را تلطيف و ترقيق مىكند و قائم مقام آب مىگرداند و هرگاه آب خورند از جهت غلبه اشتياق طبع و محبوبيت و رقت شيرينى ممكن بود كه بعضى اجزاى آن را به آب هضم نايافته به عروق منجذب شود و از آن فسادات تولد كند و در اين فعل هيضه بسيار واقع شود و آنجا كه صبر نتوان كرد ، اگر اندك برف يا يخ به كار دارند مناسب بود . و به ميوهء ترش هم تسكين حرارت عطش جايز باشد و اگر بدان ها تسكين نشود اندكاندك آب تجرع كنند . و در حين خنكى هوا هم از شرب آب و مايعات به غايت سرد كرده اجتناب نمايند تا بهواسطه جمع برد خارجى و داخلى به حرارت غريزى و اعضاى رئيسه قصورى نشود . و بر عطش صادق صبر كردن جگر را مضر بود و افناى رطوبات نافعه واقع شود ، و ليكن مردمى كه تشنگى و گرماى عظيم كشيده باشند نشايد كه آب سرد به يك بار دركشند زيرا كه حرارت غريزى ايشان به غايت ضعيف گشته همچو مردمى كه لت بسيار خورده باشند و بيم بود كه بقيه حرارت بدان فعل به يك بار فانى گردد و ايشان را اول مضمضه و غرغره بسيار بايد كردن و اندكاندك تجرع نمودن . و بالجمله ايراد آب و مايعات سرد به يك بار و غلبه بر بدن با جماع مضر بود اصحا و اكثر مرضى را و بيم وقوع حالات مذكوره باشد خواه معتاد بود كسى و خواه غير معتاد . و اما استعمال آب سرد از بيرون در گرما به غايت مفيد بود جهت منع اخلاط از تحليل مفرط و تعديل حرارت دل و ازالهء نتن و كدورات ظاهر . اما به شرطى كه بسيار سرد نباشد چنانچه تن را از آن نفرت بود و مكث در آن بسيار واقع نشود كه سد مسام كند همچو هواى سرد . و از آب گرم به آب سرد و برعكس نقل كردن به يك بار همان حكم دارد كه در هوا مذكور شد . و در زمستان استعمال آب گرم مناسبتر بود اما دير دير و به شرطين مذكورين و در حمام نيم گرم ، زيرا كه از آب گرم تفتيح مسام جلد و تحليل ابخره محتقنه